وظايف منتظران در اينكه شيعيان در دوران غيبت چه وظايفى بر عهده دارند سخن هاى بسيارى گفته شده است و حتى در بعضى از كتابها، تا هشتاد وظيفه براى منتظران قدوم خاتم اوصيا ، حضرت بقية الله، (عج) بر شمرده شده است. (1)
اما، از آنجا كه تبيين همه وظايفى كه شيعيان در عصر غيبت بر عهده دارند در محدوده يك مقاله نمى گنجد، ما در اينجا به تناسب عنوان مقاله، تنها به بيان آن دسته از وظايف مى پردازيم ، كه توجه به آنها مى تواند در رشد و بالندگى و پويايى جامعه اسلامى مؤثر باشد:
اولين و مهمترين وظيفهاى كه هر شيعه منتظر بر عهده دارد كسب معرفت نسبت به
وجود مقدس امام و حجت زمان خويش است. اين موضوع تا بدان درجه از اهميت قرار دارد
كه در روايات بسيارى كه به طريق شيعه و اهل سنت از پيامبر گرامى اسلام(ص) و ائمه
معصومين(ع)، نقل شده آمده است كه:
«هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد ،به مرگ جاهلى مرده است.» (2)
جمعى از اصحاب سير و سلوك و رهروان طريق عرفان، با طرح موضوع خليقة الله و انسان كامل و ... تنها به جنبه فرا طبيعى آن وجود مقدس توجه كرده و از ساير جنبه ها غلفت ورزيده اند.
و در روايت ديگرى كه مرحوم كلينى به سند صحيح از فضيل بن يسار نقل مى كند آمده
است كه:
«شنيدم حضرت اباجعفر (امام محمد باقر) ،عليهالسلام، مى فرمود:
هر كس در حالى كه امامى نداشته باشد بميرد مردنش مردن جاهليت است و هر آنكه در
حال شناختن امامش بميرد پيش افتادن و يا تاخير اين امر (دولت ال محمد) او را زيان
نرساند و هر كس بميرد در حاليكه امامش را شناخته همچون كسى است كه در خيمه قائم
(ع) با آن حضرت باشد.» (3)
مؤلف كتاب ارزشمند «مكيال المكارم فى فوائد الدعا للقائم» مراد و مقصود از «معرفت امام» را، كه در روايت هاى يادشده بر آنها تاكيد شده بود، چنين توضيح مى دهند:
«بدون ترديد مقصود از شناختى كه امامان ما، كه درودها و سلام هاى خداوند برايشان
باد، تحصيل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرموده اند، اين است كه ما آن حضرت
را آنچنان كه هست بشناسيم.
به گونه اى كه اين شناخت سبب درامان ماندن ما از شبهه هاى ملحدان و مايه نجاتمان
از اعمال گمراه كننده مدعيان دروغين باشد، و اين چنين شناختى جز به دو امر حاصل
نمى گردد:
اول ، شناختن شخص امام(ع) ، به نام و نسب ، و دوم ، شناخت صفات و ويژگيهاى او و
به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است.» (5)
البته امر دومى كه در كلام يادشده بدان اشاره شده ، در عصر ما از اهميت بيشترى
برخوردار بوده و در واقع اين نوع شناخت است كه مى تواند در زندگى فردى و اجتماعى
منتظران منشا اثر و تحول باشد.
زيرا گر كسى به حقيقت به صفات و ويژگيهاى امام عصر (عج) و نقش و جايگاه آن حضرت
در عالم هستى و فقر و نياز خود نسبت به او واقف شود ، هرگز از ياد و نام آن حضرت
غافل نمى شود.
نكته مهمى كه در اينجا بايد در نظر داشت اين است كه شناخت و معرفت حقيقى نسبت
به حجت خدا جز با عنايت حضرت حق حاصل نمى شود و همچنان كه ، در دعايى كه پيش
از اين بدان اشاره كرديم (در مقاله قبل) ، ملاحظه شد بايد از درگاه الهى توفيق
شناخت حجتش را درخواست كرد، تا بدين وسيله از گمراهى و سرگردانى نجات يافت.
اين موضوع را از روايتى كه مرحوم كلينى به سند خود از محمد بن حكيم نقل كرده
نيز مى توان استفاده كرد، در اين روايت آمده است:
«از امام جعفر صادق (ع)، پرسيدم: معرفت ساخته كيست؟
فرمود: از ساخته هاى خداوند است و براى بندگان نقشى در حصول معرفت نيست.» (6)
حفظ و تقويت پيوند قلبى با امام عصر (عج) و تجديد دايمى عهد و پيمان با آن حضرت يكى ديگر از وظايف مهمى است كه هر شيعه منتظر در عصر غيبت بر عهده دارد. بدين معنا كه يك منتظر واقعى حضرت حجت(ع)، على رغم غيبت ظاهرى آن حجت الهى هرگز نبايد احساس كند كه در جامعه رها و بى مسؤوليت رها شده و هيچ تكليفى نسبت به امام و مقتداى خود ندارد.
اين موضوع در روايات بسيارى مورد تاكيد قرار گرفته است كه در اين مجال به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
روايات ديگرى نيز به همين مضمون از امام جعفر صادق و امام موسى كاظم (ع) وارد شده است كه به جهت رعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى مى كنيم. (11)
اين كه مى بينيم در روايت هاى متعددى امامان ما شيعيان خود را به تجديد عهد و بيعت با امام زمان خود سفارش كرده و از آنها خواسته اند كه در آغاز هر روز و حتى بعد از هر نماز واجب، دعاى عهد بخوانند، همه نشان از اهميت پيوند دائمى شيعيان با مقام عظماى ولايت و حجت خدا دارد.
به دليل اهميت و اعتبار مضمون اين دعاى شريف در اينجا بخشى از آن را نقل مى كنيم:
بعد از ذكر خدا و درود و صلوات بر امام غائب چنين آمده است:
«اللهم انى اجدد له فى صبيحة يومى هذا و ماعشت من ايام حياتى عهدا و عقدا و بيعة له فى عنقى لا احول عنها و لاازول ابدا، اللهم اجعلنى من انصاره و اعوانه و الذابين عنه و المسارعين اليه فى قضاء حوائجه و الممتثلين لاوامره و نواهيه و المحامين عنه و السابقين الى ارادته و المستشهدين بين يديه». (12)
دقت در عبارتهاى بالا مى تواند تصويرى روشن از مفهوم عهد و پيمان با امام و حجت زمان به ماارائه دهد، عهد و پيمانى ناگسستنى براى يارى و نصرت امام زمان خود و اطاعت مخلصانه و تا پاى جان از اوامر و نواهى او.
در روايت ديگرى مرحوم كلينى به سند خود از امام موسى كاظم (ع) نقل مى كند كه:
«... هر كس اسبى را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان را خشمگين سازد
و او به ما منسوب باشد خداوند روزيش را فراخ گرداند و شرح صدر به او عطا كند و
به آروزيش برساند و يار بر حوائجش باشد.»
همچنين مرحوم كلينى در «روضة كافى» به سند خود از ابوعبدالله جعفى روايتى را
نقل مى كند كه توجه به مفاد آن بسيار مفيد است:
«حضرت ابوجعفر محمدبن على، امام باقر: به من فرمودند: منتهاى زمان مرابطه نزد شما
چند روز است؟ عرضه داشتم: چهل روز ، فرمودند: ولى مرابطه ما مرابطه اى است كه
هميشه هست ...» (15)
«مرابطه» چنانكه فقها در كتاب جهاد گفتهاند ، اين است كه شخص مؤمن براى جلوگيرى
از هجوم و نفوذ مشركان و كافران در مرزهاى كشور اسلامى و يا هر موضعى كه از آن
احتمال بروز حمله اى عليه مسلمانان مى رود، به حال آماده باش و در كمين به سر
برد. اين عمل در زمان غيبت امام معصوم(ع) ، مستحب بوده و فضيلت هاى بسيارى براى
آن بر شمرده شده است ، چنانكه در روايتى كه به طريق اهل سنت از رسول گرامى اسلام،(ص)
نقل شده آمده است:
يك شب نه روز مرابطه (مرزدارى) در راه خدا از اينكه شخص يك ماه روزها روزه باشد
و شبها به عبادت قيام نمايد ثوابش بيشتر است. (16)
پس هر گاه در اين راه بميرد عملى كه انجام مى داده بر او جريان خواهد يافت ، و روزيش بر او جارى خواهد شد و از فرشته اى كه در قبر مرده ها را امتحان مى كند ايمن خواهد ماند.»
اما در مورد اينكه حداقل و حداكثر زمان مرابطه چه اندازه است بايد گفت كه: حداقل زمان مرابطه سه روز و حداكثر آن چهل روز است ، زيرا اگر از اين مقدار بيشتر شود ديگر برآن صدق مرابطه نكرده و جهاد شمرده مى شود و شخصى هم از ثواب جهادكنندگان برخوردار مى شود.
علامه مجلسى در شرح اين فرمايش امام(ع)، مى فرمايد:
«بر شيعيان واجب است كه خود را بر اطاعت امام بر حق و انتظار فرج او ملتزم سازند
و براى يارى نمودنش مهيا باشند.» (17)
البته شايد بتوان گفت كه كلام مرحوم صاحب جواهر نيز در نهايتبه همان كلام مرحوم علامه مجلسى بر مى گردد كه فرمودند:
مرابطه در روايت مزبور به معناى آمادگى و مهيا بودن براى يارى امام منتظر مى باشد. كه البته نحوه اين آمادگى و مهيا بودن بسته به شرايط زمان و مكان دارد و اگر در بعضى از روايات سخن از آماده كردن اسب و شمشير براى ظهور ولى امر (عج) به ميان آمده، و براى آن فضيلت بسيار برشمرده شده است، به اين معنا نيست كه اينها موضوعيت دارند، بلكه با قدرى تامل روشن مى شود كه ذكر اين موارد تنها به عنوان تمثيل و بيان لزوم آمادگى رزمى براى يارى آخرين حجت حق مى باشد.
1 - ر. ك: الموسوى الاصفهانى ، ميرزامحمدتقى ، مكيال المكارم فىفوائد الدعاء للقائم ، بى تا،3 ، ص 104 به بعد.
2- المجلس ، المولى محمد باقر ، پيشين ، ج 8 ، ص 368 و ج 32 ، ص 321 و333; همچنين ر . ك: القندوزى حافظ سليمان بن ابراهيم ، ينابيعالمودة ، تهران ، اسوه1416 ق ، ج3 ، ص 372
3- الكلينى،محمدبنيعقوب، پيشين ، ج 1، ص 371 ، ح 5
4- الصدوق ، ابو جعفر محمد بن على بن الحسين ، پيشين ، ج 2، ص 512
5- الموسوىالاصفهانى،ميرزامحمد تقى،پيشين ، ج 2 ، ص107
6- الكلينى ، محمد بن يعقوب ، پيشين ، ج 1، ص 194 ، ح 1
7- النعمانى ، محمد بن ابراهيم ، پيشين ، ص 200 ، ح16
8- سوره ال عمران ، آيه 200
9- النعمانى ، محمد بن ابراهيم ، پيشين ، ص199 ، همچنين ر.ك: البحرانى السيدهاشم الحسينى، البرهان فى تفسير القرآن، تهران ،قم ، دارالكتب العلميه ، بىتا، ج 1، ص 334 ، ح 4
10- البحرانى ، السيد هاشم الحسينى ، پيشين ، ج 1 ، ص 334 ، ح 2
11- ر . ك: ماخذ پيشين
12- المجلسى، مولى محمدباقر ، پيشين ، ج 102 ، ص 111
13- همان ماخذ
14- النعمانى، محمد بن ابراهيم، پيشين، ص 320 ، ح 10
15- الكلينى، محمدبنيعقوب، پيشين ، ج6 ، ص 535 ، ح 1
16- البرهان ، علاءالدين على المتقى ، كنز العمال فى سنن الاقوال و الافعال ؛ ج 4، ص 284 ، ح10509
17- المجلسى ، المولى محمدباقر، مراة العقول فى شرح اخبار آل الرسول ، ج26 ، ص 582 .
18- النجفى ، الشيخ محمد حسن ، پيشين ، ج 21 ، ص43