
اعتقاد به معاد و زندگی پس از مرگ در 11 اصل
دلایل رد نظریه تناسخ :
1. نفس انسان به هنگام مرگ به پايه اى از كمال نايل شده است. بر اين اساس،
تعلق دوباره آن به جنين ، بـه حكم لزوم هماهنگى ميان نفس و بدن، مستلزم تنزل
نفس از مرحله كمال به نقص و بــازگشت از فعليت به قوه است كه با سنت حاكم بر
جهان آفرينش (مبنى بر سير استكمالى موجودات از قوه به فعل) منافات دارد.
2. چـنـانـچـه بـپـذيــريــم نـفس پس از جدايى از بدن، به بدن زنده ديگرى تعلق پيدا مى
كند، اين امر مستلزم تـعـدد نـفس در يك بدن و دوگانگى در شخصيت است، و چنين چيزى
با درك وجدانى انسان از خـويـش كه داراى يك شخصيت است منافات دارد.
3. عقيده به تناسخ ، عـلاوه بــر اينكه بـا سنت حاكم بر نظام آفرينش منافات دارد،
مى تواند دستاويزى براى ستمكاران و سودپرستان گــردد كــه عــزت و رفـاه فعلى خويش
را معلول پاكى و وارستگى حيات پيشين ، وبـدبختى مظلومان و محرومان را نيز نتيجه
زشتكارى آنان در مراحل پيشين حيات بدانند! و بدين وسيله اعمال زشت خويش و
وجود ظلم ها و نامردمي ها را در جامعه تحت سلطه خويش توجيه كنند.
پاسخ به دو پرسش :
- تفاوت تناسخ با مسخ شدگی چیست ؟
- آیا رجعت نوعی تناسخ است ؟ < ادامه >

